دانلود همه پایان نامه ها درباره هوش هیجانی

ماهیت هوش
بیش¬ از صد سال بهره هوشی یا هوشبهر به عنوان معیاری برای سنجش هوش فردی محسوب می شد. در واقع آزمون بهره¬ هوشی¬ تنها شاخص نشان دهنده¬ توانایی یادگیری شخص بود. اما در سالهای اخیر این موضوع¬ در محافل علمی مورد بحث و چالش قرار گرفت (آقایار،1389). مطالعه تفاوتهای فردی با بررسی و سنجش ¬هوش¬ آغاز شد. اولین کسانی¬ که¬ در این¬ زمینه ¬به فعالیت¬ پرداختند گالتون و کتل بودند ولی وکسلر کارهای¬ آنان را مورد انتقاد قرار داد و سیر جدیدی از فعالیتها شکل گرفت وی در گزارش خود در سال 1943نوشته است کوشیدم نشان دهم که علاوه بر عامل هوشی، عوامل غیر هوشی ویژه¬ای نیز وجود دارد که رفتار هوشمندانه را مشخص می کند. درسال1985وکسلر هوش را یک مفهوم کلی¬ تلقی¬کرد که¬ شامل ¬توانایی های فرد برای اقدام هدفمندانه و تفکر منطقی برخورد با محیط است (خسروجردی،1386).
انواع هوش
1.هوش¬ثراندیک : ثراندیک (1920) سه دسته کلی از توانایی را متمایزکرد: هوش عینی، هوش انتزاعی هوش اجتماعی، ثراندیک هوش اجتماعی را یک هوش مستقل دانسته و چنین تعریف می کند” توانایی درک افراد به منظور عملکرد وسیع در روابط انسانی” (خسروجردی،1386).
2.هوش¬چندگانه گاردنر : در سال(1983) درکتاب قالب های ذهن پیشنهاد می کند که تنها یک هوش وجود ندارد، بلکه یک سری از هوش های نسبتا مستقل و متمایز وجود دارند، او سپس نظریه هوش هشت گانه خود را مطرح می کند(ژوزف،2005).
3.هوش واقعی پرکینز : از نظرپرکینز در ساختار هوش سه بعد اساسی وجود دارد.
الف:بعد عصبی :که درکارکرد عصبی افراد آشکار می شود.
ب:بعد تجربه ای :که ناشی از یادگیری و تجارب افراد در طی امورات زندگی روزانه آنها است.
ج:بعد اندیشه ای :که به نقش حافظه و راهبردهای حل مساله می تواند داشته باشد اشاره می کند.
4.هوش¬موافق اشتنبرگ : هوش موافق به توانایی سازش یافتگی با محیط های مختلف و شکل دهی و انتخاب آن برای دستیابی به اهداف شخصی یا جمعی گفته می شود و مستلزم درک فرد از نقاط ضعف و قوت خود به منظور استفاده مناسب از نقاط قوت و تقویت نقاط ضعف می باشد (ژوزف،2005). در بررسی پیشینه¬های مختلف هوش می توان چند نتیجه گیری کلی گرفت نخست اینکه ارائه تعریف واحدی از هوش دشوار بوده و هرکدام از تعاریف با توجه به شرایط زمانی مکانی و فرهنگی متفاوت خواهد بود، دیگر اینکه هوش یک مفهوم وسیع و چند بعدی است و نمی توان آن را به یک ویژگی، یک رفتار و یا عاملی خاص محدود کرد و می بایست آن را از زوایای مختلف نگریست و اینکه نظریات هوش عمدتا مکمل هستند نه متضاد و تفاوت آنها در این نکته است که هرکدام از آنها به یک بعد از ابعاد هوش پرداختند.